close
تبلیغات در اینترنت
سایت عاشقانه شش لاو

سایت عاشقانه 6لاو

ارتباط از طریق یاهو مسنجر
1
ابزار سایت عاشقانه 6لاو
1
جوکستان شش لاو

عضویت درخبرنامه

به سایت عاشقانه 6لاو خوش اومدید

سایت عاشقانه 6لاو
سایت عاشقانه 6لاو

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

داستان خیانت در عشق
بازديد : 1214

"داستان

صدای بوق زنگ...بوق...بوق... 

دختر: توروخدا قطع نکن...میدونم من بد کردم... من کم اوردم... من رفتم با یکی دیگه... اشتباه کردم... حالا دردمو به کی بگم... چرا حرف نمیزنی... الو؟

پسر: چیزی نگو پیشم نمون حتی به لحظه دیگه... خبر اوردن که قلبتو دادی به کسی دیگه... یادته زیر بارون باهاش میخندیدی اروم... میگفتی رویا داری میخواستی باشی با اون... اره خبر اوردن که دلت پیشش گیره... واسه اونی که دوستش داری دلت میره... اخه چرا رفتی تو از کنارم خیلی اسون... منو این گوشه ها گذاشتی خیلی داغون... ها؟
حالا بگو کی میخواد مثل من یادت باشه... کی میخواد تا اخره عمر یارت باشه... تو یه دختری هستی که همه ی دل ها دستته... کیه مثل من که شبها دلواپسته... ها؟... زیر بارون تو خیابون گل دعوارو کاشتی... خیلی ممنون از اینکه تو هوامو داشتی... نه باید بری از جلو چشام گم بشی... سخته ببینم تو بغل غریبه ها خوشی...
سرنوشت خط میزنه هرچی شانس بده... سرنوشت مارو جدا کرد این شانس منه؟... سمت هر بی گناهی و عاشقی میره... اخه نازم گلم تو بگو رسم عاشقی اینه؟... باوجودت شاد میشم من دلمو نمیگم... تو که میدونستی به کسی من دلمو نمیدم... چرا همه ارزوهامو تو سراب کردی؟... خودتو پیشه منو بقیه خراب کردی...
دستام سرد شده دیگه... ضزبانم تنده... دلم ساده ساکت تورو از یادم برده...یادته بهم میگفتی دوست دارم اونم خیلی راحت؟... حالا بگو چی میخوای بهم بگی بی لیاقت... ای خدا بشکنه این دست انسان... بگو دیگه واسه کی ریختی اشکه تمساح؟...
بگو کیو میخواستی همون خوشگله دیگه...؟
تو مایه پایه میخواستی...اره... مشکلت اینه... 

صدای بوق اشغال...بوق...بوق...بوق...


برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

داستان واقعی عاشقانه آرام و آتوسا
بازديد : 1166

داستان واقعی عاشقانه آرام و آتوسا

  هفده سالم بود . تا این سن جرات حرف زدن و هم صحبت شدن با هیچ دختری رو نداشتم ، بحث ترس از اونا نبود بحث خجالت کشیدن و یه جورایی معذب بودن بود . تو مهمونی هایی که دخترا بودن کلا یا سرم پایین بود یا اصلا نمیرفتم . کلا بگم تا ۱۷ سالگی دختر ندیده بودم . و اصلا نه همبازیشون شده بودم و نه از روحیات و خواسته هاشون با خبر بودم.


موضوع: نوشته های عاشقانه,داستان های عاشقانه,رمان های جدید,داستان های زیبا,
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,
تمامی حقوق مطالب برای این سایت محفوظ میباشد و کپی برداری از قالب حرام بوده . قالب طراحی شده توسط: سایت عاشقانه 6لاو
جوک های جدید
عکس عاشقانه
قالب وبلاگ
فروشگاه اینترنتی دایان شاپ
محل تبلیغات شما