close
تبلیغات در اینترنت
سایت عاشقانه شش لاو

سایت عاشقانه 6لاو

ارتباط از طریق یاهو مسنجر
1
ابزار سایت عاشقانه 6لاو
1
جوکستان شش لاو

عضویت درخبرنامه

به سایت عاشقانه 6لاو خوش اومدید

سایت عاشقانه 6لاو
سایت عاشقانه 6لاو

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

داستان کوتاه ” شرط عشق ”
بازديد : 324

شرط عشق

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.

نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.

بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.

مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.

موعد عروسی فرا رسید.


زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود.

همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.

20سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت،

مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.
همه تعجب کردند.

مرد گفت: من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم.


موضوع: داستان های زیبا,داستان های زیبای عاشقانه,
برچسب ها : ,,,,,,,

داستان بسیار زیبا و خواندنی ” نهایت ابراز عشق ” حتما بخوانید
بازديد : 485

داستان عاشقانه  نهایت ابراز عشق

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،

داستان کوتاهی تعریف کرد

 

ادامه داستان در ادامه مطلب


موضوع: داستان های زیبا,داستان های زیبای عاشقانه,
برچسب ها : ,,,,,,,,

روزی پسری با دختری (داستان کوتاه عاشقانه)
بازديد : 688

 

یک روز یک پسر و دختر جوان دست در دست هم از خیابانی عبور میکردند
جلوی ویترین یک مغازه می ایستند
دختر:وای چه پالتوی زیبایی

ادامه ی داستان در ادامه ی مطلب ..


موضوع: نوشته های عاشقانه,داستان های عاشقانه,داستان های زیبای عاشقانه,
برچسب ها : ,

داستان واقعی عاشقانه شیوا و شایان
بازديد : 728

داستان واقعی عاشقانه شیوا و شایان


رفتم جلو در که سیاوش که پسر داییم هست و ببینم کسی پیشش بود منم رفتم کنارشون ازش پرسیدم چند سالته...هم سن بودیم...
چند روز بعد سیاوش و دیدیم ازش پرسیدم پسره چیزی بهت نگفته؟ ازش شمارمو خواسته بود که گفته بود با کسی دوست نمیشه...اخه من 3 سالی میشد با هیچ پسری نبودم...دیگه حرفی نشد در موردش تا یه مدتی...

 

ادامه داستان در ادامه مطلب


موضوع: نوشته های عاشقانه,داستان های عاشقانه,داستان های زیبا,داستان های زیبای عاشقانه,
برچسب ها : ,,,,,

داستان عاشقانه واقعی دختر دلشکسته
بازديد : 483

داستان عاشقانه واقعی دختر دلشکسته

 

همه چی از چت شروع شد … از اینترنت … کاش هیچ وقت اونجا نمیرفتم و عاشق نمیشدم .

اینکه چه جوری آشنا شدیم و چه کارا کردیم مهم نیست … مهم الانه که دارم از دستش میدم .
بچه مدرسه ای بودم هنرستانی روزی نبود که پسرای خوش تیپ با ماشینای آن چنانی جلوی در منتظرم نباشن. به هیشکی محل نمیدادم اصلا برام مهم نبود توی یه دنیای دیگه بودم .
خیلی از دوستام آرزو داشتن که اون پسرا جای من سمت اونا میرفتن بهم میگفتن خاک تو سرت، دیگه چی میخوای از این بهتر؟ ولی من جوابم نه بود و نه…

 

بقیه ی داستان  در ادامه مطلب .


موضوع: داستان های زیبا,داستان های زیبای عاشقانه,
برچسب ها : ,,,,,,,,,

عشق و زندگی
بازديد : 364

هر لحظه را به گونه‌ای زندگی کن که گویی واپسین لحظه است و کسی چه می‌داند؟ شاید آخرین لحظه باشد.عشق، نخستین گام به سوی ملکوت است و تسلیم، آخرین آن؛ آری تمام سفر دو گام بیش نیست.

ادامه عشق و زندگی در ادامه مطلب

 


موضوع: داستان های زیبا,داستان های زیبای عاشقانه,
برچسب ها : ,,,,,,,

قهوه‌ی مبادا
بازديد : 365

داستان های زیبا

 

با یکی از دوستانم وارد قهوه‌خانه‌‌ای کوچک شدیم و سفارش‌ دادیم به سمت میزمان می‌رفتیم که دو نفر دیگر وارد قهوه‌خانه شدند و سفارش دادند: پنج‌تا قهوه لطفاً،.......

ادامه داستان در ادامه مطلب


موضوع: داستان های زیبا,داستان های زیبای عاشقانه,
برچسب ها : ,,,,,,
تمامی حقوق مطالب برای این سایت محفوظ میباشد و کپی برداری از قالب حرام بوده . قالب طراحی شده توسط: سایت عاشقانه 6لاو
جوک های جدید
عکس عاشقانه
قالب وبلاگ
فروشگاه اینترنتی دایان شاپ
محل تبلیغات شما